خرید بک لینک
#طنزسیاهنمایی.710آبشو زیادکن!!گفت: از این پس ما دیگر در فرودگاهها هیچ مشکلی نخواهیم داشت! گفتم: خوشخبر باشی! ممکن است بیشتر توضیح بدهی با چه طرحی یا طرحهایی؟ گفت:از این پس هر فرودگاهی هر مشکلی که داشتند،کافی است یک زنگ بزنند به معاونت جدید برنامهریزی فرودگاههای کشور! گفتم: این معاون محترم چه طرح شگرفی دارند که مشکلگشای همۀ فرودگاههای کشور است؟ گفت: کاری ندارد! اجرای طرح ایشان آسان است! او به منشی خود دستور داده از هر فرودگاهی که زنگ زدند و هر مشکلی داشتند، به طرف بگوید: «آبشو زیادکن!»منشی میپرسد: آخر این جملۀ «آبشو زیادکن!» چه ربطی به مشکلات فرودگاههای کشور دارد؟ آقای معاون میفرمایند: من قبلاً که مدیرعامل شرکت لبنیات پاک بودم، هر وقت شیر گاو کم میآمد و از من راه حل میخواستند،من میگفتم:«آبشو زیادکن!»!! گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟! شفیعی مطهردانلود رایگان کتابها و دیگر آثار این قلم در کانال گزینگویههای مطهرhttps://t.me/nedayemotahar

برچسب: نویسنده: باران یزدانی تاريخ: پنجشنبه 3 اسفند 1402 ساعت: 20:46

هر پگاه نو با یک نگاه نو گزینگویههای مطهر«بایسته» و «شایسته»فرگرد 2128☘️

برچسب: نویسنده: باران یزدانی تاريخ: پنجشنبه 3 اسفند 1402 ساعت: 20:46

#طنزسیاهنمایی. 711چهکنیم برخی چیزها را نبینیم؟!گفت: محدودیتهای اینترنت کار کیست؟ گفتم: بدیهی است کار دولت . گفت: من هرگز این تهمت بزرگ به دولت انقلابی را باور نمیکنم! گفتم: چطور باور نمیکنی؟ این کار از اختیارات دولت است. گفت: دولتی که رئیس آن شعار میدهد:«اینترنت را محدود نمیکنیم» و جملۀ مشهور «دو میلیون فالوئر دارم» را مطرح کرده،هرگز قول و تعهّد خود را زیر پا نمیگذارد! گفتم: پس کار کیست؟ گفت: قطعاً کار دشمن است!! گفتم: تو هم دیگر این شگرد را یاد گرفتی که هر کار ناپسند را به دشمن نسبت بدهی؟ گفت: آیا بهتر نبود خدا، بینی را بالاتر از چشم قرار میداد؟ گفتم: چرا؟ گفت: برای این که پتو را روی چشم بکشیم و بتوانیم با بینی نفس بکشیم و زنده بمانیم! ولی برخی چیزها را نبینیم!!گفت: باز هم #سیاهنمایی کردی؟! شفیعی مطهر

برچسب: نویسنده: باران یزدانی تاريخ: پنجشنبه 3 اسفند 1402 ساعت: 20:46

#طنزسیاهنمایی. 699طرحی برای کاهش نرخ دلار و افزایش سرعت اینترنت!گفت: من طرحی برای افزایش سرعت اینترنت و کاهش قیمت دلار دارم. گفتم: درود بر تو نابغۀ علمی و اقتصادی! حالا بگو طرح خودت را ،ولی مواظب باش خارجیها تو را نربایند! گفت: من طرح خود را میگویم،ولی کیست که از ما نوابغ و نخگان قدردانی کند؟! گفتم: حالا زود بگو تا ما میان این همه خبر تلخ یک خبر شیرین بشنویم!گفت: کافی است جای وزیر ارتباطات و وزیر اقتصاد را عوض کنند!!! در این صورت سرعت اینترنت مثل نرخ دلار لحظهای بالا میرود و نرخ دلار مثل سرعت اینترنت لحظهای کاهش مییابد! گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟شفیعی مطهر دانلود رایگان کتاب ها و دیگر آثار این قلم در کانال گزین گویه های مطهرhttps://t.me/nedayemotahar

برچسب: نویسنده: باران یزدانی تاريخ: سه شنبه 3 بهمن 1402 ساعت: 19:23

هر پگاه نو با یک نگاه نو گزینگویههای مطهر«نُخبه» و «پَخمه»!فرگرد 2117☘️

برچسب: نویسنده: باران یزدانی تاريخ: سه شنبه 3 بهمن 1402 ساعت: 19:23

#طنزسیاهنمایی. 700عبید زاکانی و فرار موشها!گفت: دیشب عبید زاکانی به خوابم آمد و به من خبر داد که موشهای ایران در حال فرار از کشورند. وقتی علّتش را پرسیدم،پاسخ داد که چون قرار است دولت گربهها را بکشد و گوشت آنها را به مردم عرضه کند،در نتیجه پس از انقراض نسل گربهها نوبت به موشها خواهد رسید؛بنابراین موشها اینجا احساس امنیّت نمیکنند و فرار را بر قرار ترجیح میدهند! گفتم:چه کسی گفته گربهها را بکشیم و گوشتشان را بخوریم؟ گفت: آقای سید جواد ساداتینژاد وزیر پیشین جهاد کشاورزی فرمودهاند:در کشور ۵۰ میلیون گربه شناسایی شده که به عنوان گوشت جایگزین ظرفیّت مناسبی است که باید از آن استفاده شود. گفتم: بر فرض هم چنین باشد. گربه با موش خیلی فرق دارد! گفت: بله! وقتی از خوردن گوشت گاو و گوساله و گوسفند و بز به گربه رسیدهاند، اگر با همین فرمان جلو بروند،به موشها هم میرسند! گفتم: دولتمردان هر تصمیمی بخواهند بگیرند، حتماً برای آن مستندات علمی و عقلی و شرعی دارند. گفت: اینان اول تصمیم میگیرند،بعد به دنبال توجیه میروند! می گویند روباهی را در حال فرار دیدند. از او پرسیدند: چرا فرار میکنی؟ پاسخ داد:حاکم دستور داده هر روباهی سه تا گوش دارد،یک گوش او را ببرّند. به او گفتند: تو که دو تا گوش داری،چرا فرار میکنی؟ پاسخ داد: این ها اول میبرّند،بعد میشمارند!! گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟!شفیعی مطهر دانلود رایگان کتابها و دیگر آثار این قلم در کانال گزینگویههای مطهرhttps://t.me/nedayemotahar

برچسب: نویسنده: باران یزدانی تاريخ: سه شنبه 3 بهمن 1402 ساعت: 19:23

هر پگاه نو با یک نگاه نو«نغز کلام» و «مغز بادام»فرگرد 2111☘️

برچسب: نویسنده: باران یزدانی تاريخ: دوشنبه 18 دی 1402 ساعت: 17:08

#طنزسیاهنمایی. 693کجایم درد نمیکند؟!گفت: برخی از مدیران و مسئولان حرفهایی میزنند و طرحهایی را ارائه میدهند، که اگر به هر دردی هم بخورد،هیچ ربطی به دستگاه و نهاد خودشان ندارد! گفتم: بالاخره به یک دردی میخورد که! گفت: مادربزرگم یک قرص روی زمین افتاده بود.آن را برداشت و خورد! به او گفتم: آیا اصلاً میدانی این چیست و چه دردی را درمان میکند؟پاسخ داد: ننهجان! من همه جای بدنم درد میکند. بالاخره برای یکی از دردهایم خوب است دیگر!! گفتم: باز هم#سیاهنمایی کردی؟ شفیعی مطهر دانلود رایگان کتابها و دیگر آثار این قلم در کانال گزینگویههای مطهرhttps://t.me/nedayemotahar

برچسب: نویسنده: باران یزدانی تاريخ: دوشنبه 18 دی 1402 ساعت: 17:08

هر پگاه نو با یک نگاه نو گزینگویههای مطهر«هال بیعار» و «نهال بیبار»فرگرد2112☘️

برچسب: نویسنده: باران یزدانی تاريخ: دوشنبه 18 دی 1402 ساعت: 17:08

#طنزسیاهنمایی 691یک موفّقیّت بزرگ 108 درصدی!!گفت: اخیراً یک دوره کلاس تدریس زبان خارجی داشتم. گفتم: نتیجۀ امتحانات کلاست خوب بود؟ گفت: عالی! 64 درصد نمرۀ بیست گرفتند و 34 درصد نمرۀ نوزده و 10 درصد نمرۀ پانزده گرفتند.گفتم: جمع این درصدهای تو شد 108 درصد! آیا اشتباه نمیکنی؟ گفت: تو حسادت میکنی که من بیش از 100 درصد قبولی دادهام؟! بگذار فرزندان این سرزمین رشد کنند! این قدر مردم را نومید نکن!گفتم: تو ریاضی بلد نیستی؟! گفت: تو بهتر ریاضی بلدی یا از مابهتران؟ یک بانوی استاد صدرنشین که به ایشان افتخار میکنیم،در گزارش نتایج یک برنامه جمع درصدهایی که اعلام کردند، 108 درصد بود !لابد درست فرمودهاند! تو حالا کارت به جایی رسیده که از کار بزرگان هم اشکال میگیری؟ این حرفها را میزنی که ما را متّهم به #سیاهنمایی میکنند! میگویند اعلیحضرت هردمبیل پادشاه شهر هرت یکی از سرداران خود را برای جنگ با دشمن به مرز اعزام کرده بود. پس بازگشت از او خواست گزارش پیروزیها را به عرض برساند. سردار گفت: اعلیحضرتا! دشمن نابکار 30 هزار سرباز به جبهه آورده بود.ولی بنازم به رزمندگان سلحشور و چاکران جاننثار اعلیحضرت که در بدو رویارویی ما با دشمن نخستین سردار ما 10 هزار نفر از نیروی دشمن را به خاکوخون کشید! سردار دوم ما 15 هزار نفر از دشمنان را راهی دیار فانی ساخت! سردار سوم ما 20 هزار نفر را به هلاکت رساند! 25 هزار نفر نفر بعدی را هم چاکر جاننثار چنان قلع و قمع کردم که دیگر نتوانند چشم طمع به سرزمین پادشاهی اعلیحضرت بدوزند! اعلیحضرت هردمبیل همپنین سر تکان میداد و دست بر سبیل خود میکشید و تحسین میکرد.همۀ درباریان نیز به تَبَعِ اعلیحضرت تعظیمکنان سردار را تحسین میکردند. ناگهان از گوشۀ مجلس یک

برچسب: نویسنده: باران یزدانی تاريخ: سه شنبه 12 دی 1402 ساعت: 14:46

هر پگاه نو با یک نگاه نو گزینگویههای مطهر«انتقاد» یا «اعتقاد»؟!فرگرد 2110☘️

برچسب: نویسنده: باران یزدانی تاريخ: سه شنبه 12 دی 1402 ساعت: 14:46

#طنزسیاهنمایی. 692کادو و یارانه!گفت: علّت دادن یارانه به برخی از مردم چیست؟ گفتم: برای کمک به خانواده های آسیب پذیر. گفت: با این افزایش افسارگسیختۀ قیمتها پرداخت این یارانۀ اندک چه دردی را دوا می کند؟ مثل کادوی بابای من است!گفتم: قضیۀ کادوی بابای تو چیست؟گفت:خاطرهانگیزترین کادوی تولّدی که گرفتم وقتی بود که بابایم یک پنجاه تومانی به من کادو داد. همان شب گفت وقتی داری میآیی سه چهار کیلو میوه بگیر. من ۱۰تومن هم از جیبم گذاشتم روی آن، پول میوهها را حساب کردم! گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟! شفیعی مطهر دانلود رایگان کتابها و دیگر آثار این قلم در کانال گزینگویههای مطهرhttps://t.me/nedayemotahar

برچسب: نویسنده: باران یزدانی تاريخ: سه شنبه 12 دی 1402 ساعت: 14:46

هر پگاه نو با نگاه نوگزینگویههای مطهر «بیهوده زیستن» و «آلوده نگریستن»/فرگرد2107☘️

برچسب: نویسنده: باران یزدانی تاريخ: دوشنبه 4 دی 1402 ساعت: 16:37

#طنزسیاهنمایی. 689مُهرِداغِ پیشانی رسید!!گفت: من این دفعه با یک پیشنهاد نانوآبدار آمدهام! گفتم:الهی خیر ببینی! زود بگو که سخت گرفتار طلبکاران هستیم. گفت: پیشنهاد میکنم به کشور دوست و برادر،چین سفارش مُهرهایی بدهیم که با زدن یک بار به پیشانی، داغ صدسال سجده را ثبت و ضبط کند!! گفتم: باز هم چیزی زدهای؟ یا سرت به جایی خورده؟! مگر چنین مُهری وجود دارد؟گفت: عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی فرموده:آقایی که اعدامش کردند و سه تا داغ مُهر داشت!! نمیدانم چه کار میکنند. من هر چقدر سرم را محکم به مُهر میزنم، نمیشود!ً آقایی که اعدامش کردند سابقه جبهه و سابقه پاسداری هم داشت. معاون وزیر دفاع هم بود. گفتم: با چه مُهری توانسته روی پیشانیاش داغ بگذارد؟ گفت: احتمالاً همین مُهر مورد نظر مرا قاچاقی از چین آورده. حالا ما بیاییم سفارش تولید انبوه بدهیم.مطمئن باش در فاصلۀ کوتاهی میلیاردر میشویم! گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟! شفیعیمطهر دانلود رایگان کتابها و دیگر آثار این قلم در کانال گزینگویههای مطهرhttps://t.me/nedayemotahar

برچسب: نویسنده: باران یزدانی تاريخ: دوشنبه 4 دی 1402 ساعت: 16:37

هر پگاه نو با یک نگاه نو گزینگویههای مطهر «بانی تغییر» یا «قربانی تقدیر»؟فرگرد2108☘️

برچسب: نویسنده: باران یزدانی تاريخ: دوشنبه 4 دی 1402 ساعت: 16:37

هر پگاه نو با یک نگاه نو «راز رامش» و «رمز آرامش» فرگرد1939☘️

برچسب: نویسنده: باران یزدانی تاريخ: سه شنبه 22 فروردين 1402 ساعت: 15:13

هر پگاه نو با یک نگاه نو «سره»یا«ناسره»؟فرگرد1940 ☘️

برچسب: نویسنده: باران یزدانی تاريخ: سه شنبه 22 فروردين 1402 ساعت: 15:13

هر پگاه نو با یک نگاه نو «آموختن» و «تجربه اندوختن»فرگرد 1941☘️

برچسب: نویسنده: باران یزدانی تاريخ: سه شنبه 22 فروردين 1402 ساعت: 15:13

#طنزسیاهنمایی. 504ریش بی ریشه! «یاری هالو» را در «دیاری پر از زالو» دیدم، با «کیشی قُلدُری» و «ریشی پروفسوری»! او را گفتم: تو را چه شده که نه «ژنِ مقام» داری و نه «محاسنِ تمام»؟ گفت: آن گاه که «ریش جای ریشه» را گرفت و «پیشه جای اندیشه» را، من نه «تاتاری الدنگم»،که از «تباری زرنگم»، بنابراین فهمیدم که «نان را به نرخ روز بایدخورد» و «تخت سلطان را به زراندوز باید سپُرد»؛ بنابراین«خویش را در گیومه» و «ریش را نصفه نیمه» می زنم، که اگر این وری ها با «غَدر برجستند» و بر «صَدر نشستند»، نه با «دیشداران، مهجور»،که با «ریشداران محشور» شوم !و اگر آن وری ها «قدر یافتند» و بسوی «صدر شتافتند»، «ریشه ای از ریش» و «پیشه ای از پیش داشته» باشمو «سرِ من بی کلاه» و «پای من بی پیشگاه» نماند!! شفیعی مطهر

برچسب: نویسنده: باران یزدانی تاريخ: دوشنبه 7 فروردين 1402 ساعت: 12:58

هر پگاه نو با یک نگاه نو «شمع امید» در «جمع تردید»!فرگرد1925☘️

برچسب: نویسنده: باران یزدانی تاريخ: دوشنبه 7 فروردين 1402 ساعت: 12:58

#طنزسیاهنمایی 505خیک شیره!گفت:چرا تو این قدر به من گیرمیدهی و حرف های راست و درست مرا،#سیاهنمایی مینامی؟گفتم: آخر تو این سخن حکیمانۀ سعدی را رعایت نمیکنی که می گوید: جز راست نباید گفت، هر راست نشاید گفت.گفت:آخر همین سعدی این سخن را هم می گوید: متکلّم را تا کسی عیب نگیرد، سخنش صلاح نپذیرد.گفتم:تو باید بدانی مسئولان دلسوز و زحمتکش ما از انتقاد خوششان نمیآید.گفت:تواناترین انسان،انتقادپذیرترین انسان است. گفتم: تو برای این که توی دردسر نیفتی آدم ها را از ظاهرشان قضاوت نکن! گفت: از باطنشان قضاوت کنم؟ من فکری کردم و دیدم باز مشکل ایجاد می شود،گفتم: از روی باطنشان هم قضاوت نکن! گفت: پس چه کنم؟ من چون در پاسخ درماندم،گفتم: کلّاً تو کاری که به تو ربطی ندارد، دخالت نکن! تو چه کار به کار مسئولان داری؟گفت: من نمی خواهم در کار مسئولان دخالت کنم،آنان در همه کار ما دخالت و تعیین تکلیف می کنند! آنان باید بگویند ما چه بخوریم،چه بپوشیم، چه بگوییم،چه بنویسیم،و... ما آنان را رها کرده ایم.آنان ما را ول نمی کنند!گويند چند نفر در روزقي نشسته از رودي مي گذشتند. خرسي در آب افتاده بود. خيال كردند خيك شيره است. يك نفر از آن ها «دل به دريا زده» خود را در آب انداخت و شناكنان به خرس نزديك شد. همين كه دست دراز کرد تا خرس را بگيرد، خرس او را سخت بگرفت و در او بياويخت. بيچاره هرچه بيشتر در خلاص خود كوشيد، كمتر نتيجه گرفت.رفقايش از طول انتظار خسته شده فرياد كشيدند: خيك شیره را ول كن و بيا.در جواب آن ها گفت: من مي خواهم خيك را ول بكنم ولي خيك شیره مرا ول نمي كند!! گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟! شفیعی مطهر دانلود رایگان کتاب ها و دیگر آثار این قلم در کانال گزین گویه های مطهرhttps://t.me/nedayemotahar Adbl

برچسب: نویسنده: باران یزدانی تاريخ: دوشنبه 7 فروردين 1402 ساعت: 12:58

صفحه بندی